السيد مرتضى العسكري ( مترجم : سردارنيا )

40

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى )

در اين جا علاوه بر آنچه گذشت مىبينيم كه طبرى « بشر » را ( هلالى ) معرفى كرده ، و اين معرفى نه از جانب اوست كه از جانب سيف است . بنابراين سيف ، اين مخلوق خيالى خود را از تيرهء ( هِلال بن عامِر بن صَعصَعَة بن . . . عَيلان بن مَضَر ) آفريده است . راويان اين داستان سيف سيف در افسانهء بشر بن عبد الله ، اين نامها را بعنوان راوى آورده است : 1 - « مُحُمَّد و مُستَنير » كه هر دو از راويان خيالى او مىباشند . 2 - « طلحه و حنش » كه هر دو افرادى مجهول الهويه و ناشناخته مىباشند ، و نمىدانيم كه سيف آنها را چه كسانى خيال كرده است ! دانشمندانى كه اين افسانه را انتشار داده‌اند اين دانشمندان در انتشار افسانهء « بشر » به سيف بن عمر تميمى كمك شايانى نموده‌اند : 1 - امام المورخين ، محمد بن جرير طبرى در تاريخش با ذكر نام سيف . 2 - ابن اثير در تاريخش به نقل از تاريخ طبرى . 3 - ابن خلدون در تاريخش به نقل از كتاب تاريخ طبرى . 4 - ابن حجر در كتاب « اصابهء » خود به نقل از كتاب « فتوح » سيف ، « تاريخ طبرى » . لازن به تذكر است كه ابن حجر مخصوصا ( بشر ) را از آن روى در قسمت اول كتاب خود آورده ، كه سيف گفته است كه پيشينيان بشر را به هنگام ترك مدينه به مقصد عراق و شركت در جنگ قادسيه ، بر هزار نفر از رزمندگان « قيس عيلان » فرماندهى داده‌اند . و نيز بر اثر توجّه و اعتمادى بوده است كه ابن حجر بر سخن « ابن ابى شيبه » ابراز داشته آن جا كه از مصدى مجهول كه با كى بر آن نيست ! آورده است كه پيشينيان در جنگها بجز شخص صحابى را به فرماندهى سپاه نمىگماشته‌اند ! ! و ديديم كه اين خبر با حقايق و مدارك تاريخى كه در دست داريم تا چه پايه